جلسه 2 عرفان یهودی: 15 مهر 89

تاریخ عرفان یهود:

سال شخصیت اثر
1760 ق.م ابراهیم سفر یصیرا (اسرار آفرینش: این کتاب عملا نوشته نشده؛ بلکه منتشر شده و به ابراهیم نسبت داده شده است.): عرفان نظری.
این کتاب در دوران گائونی تدوین شده است (1500 تا 1300 سال پیش)
422 ق.م حزقیال نبی (پنج سال قبل از ویرانی معبد اول بیت‌المقدس) رؤیای مرکب‌های بالدار (عرفان عملی. این عرفان، بعد از اتمام نبوت، معنی‌دار است. و آخرین نبی نیز 2300 سال قبل بوده است: ملآخی)
(68 م.) 70 م. ویرانی معبد دوم، تبعید یهود از اسرائیل
240 ق.م (دوره سلطه رومیان بر سرزمین مقدس) ربی شیمعون بریوحای (شاگرد ربی عقیوا)
ربی الیعزر؛
ربی شیمعون بریوحای و پسرش از مخالفین حاکمیت بوده‌اند و به غاری پناه می‌برند و 12 – 13 سال در آنجا می‌‌ماند و اثرش را منتشر می‌کند.
زوهر (منبع اصلی عرفان): این کتاب، تفسیری است بر تورات و عهد عتیق که 24 جلد است و به روش چهارم تفسیر کرده است.*
1150 تا 1250 م. جنبش حسیدیم اشکناز**(آلمان) این دوران، دوران فشار بر یهودیت بوده است و همیشه در دوران‌های فشار، دو موضوع بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ یکی، عرفان و دیگری، موعودگرایی و ماشیح.
1270 م. موسی لئونی (مُشه دلئون) انتشار کتاب زوهر. این فرد مدعی است که این کتاب منسوب به ربی شیمعون بریوحای است.
تا این مرحله، عرفان یک چیز مخفی بوده است ولی از این به بعد، تبدیل به یک روش عمومی می‌شود.***
در همان دوران ابراهیم ابوالعفیا عرفان عملی / نبوی: استفاده از ده مرحله آفرینش. البته این عرفان، بعدها خاموش شد و از بین رفت.
1492 م. عثمانی، شهر صفات یا صفد یا صفاد
1560 – 1570
از این تاریخ به بعد، آموزه‌های قبالا به صورت رسمی درآمد و به جاهای دیگر منتقل شد.
ربی اسحاق لوریا اشکنازی 1. نظام‌مند کردن آموزش عرفان یهودی
2. ورود برخی احکام و آموزه‌های عرفانی به احکام روزمره یهودیت. مثلا به ابتدای نماز یهودی، متنی را اضافه کردند و آموزه‌های عرفانی را در آن جای دادند.
1740 تا 1760 نهضت حسیدیزم – ربی ییسرائل بن الیعزر (معروف به بَعَل شم طوو) – روسیه،‌ لهستان و… این نهضت، شورشی بوده علیه دانش دینی. مبنایی که توسط ربی ییسرائل مبنا گذاشته شد، جمله‌ای بود از تلمود که می‌گفت: «خداوند به قلب می‌نگرد.» او سعی کرد، واسطه بودن هاخام‌ها را (با حفظ احترام به آن‌ها)  بین خدا و مردم نفی کند.
از این به بعد… عرفان جدید (مدرن) آموزه‌های یهودی، منحصر به یهودیان نیست و برای همهٔ مردم دنیا، قابل یادگیری و اجراست. در این جریان، نشانه‌ای از یهودیت (به جز اسم کبالا) دیده نمی‌شود.

*پردس (پ.ر.د.س):

  1. پ: ساده
  2. ر: رمز
  3. د: روایت
  4. س (سُد): راز، سر

** منظور از اشکناز آلمان و فرانسه است. در مقابل سفاراد که منظور، اسپانیای اسلامی است. منظور از حسید و حاسد نیز، پارسا و زاهد است.کسی که بر خودش سخت‌گیری می‌کند و نذر می‌کند که مثلا برای مدتی،‌ انگور نخورد و موهایش را کوتاه نکند. این حسیدیم، ربطی به حسیدیم سال 1700 میلادی ندارد. 

*** تلمود و زوهر:
مراجعه به تلمود، نیاز به استادی و قدرت علمی دارد. زوهر نیز در ویژگی‌های زیر، با تلمود شباهت دارد و به همین سبب، با این که با انتشار زوهر، عرفان به صورت عمومی در آمد، ولی با این حال، برای همه امکان مراجعه به زوهر نبود:

  • به زبان آرامی است.
  • موجز، خلاصه و فشرده است.
  • به صورت مباحثه بین علمای دینی است.

نهضت حسیدیزم:
با وجود اینکه ربی بعل شم طوو، سعی بر حذف هاخام‌ها از واسطه‌گری بین مردم و خدا داشت، ولی با این حال، شاگردان وی عملا همان ساختار را ولی این بار با محوریت ربی‌ها به وجود آوردند. کم‌کم، طرفداران این جریان زیاد شد و گسترش پیدا کرد ولی چهار پنجم آن‌ها در جریان هولوکاست، کشته شدند. این جریان، مدافع بازگشت به سرزمین مقدس نیستند و بازگشت را منحصر به زمان ظهور ماشیح می‌دانند. به طور کلی، حسیدیزم،‌ ضد سیاست است.

این نهضت، علاوه بر این که خودش یک روند عرفانی را برای زندگی در پیش گرفت، یک جور مروج عرفان در فرقه‌های دیگر هم هست. یعنی بسیاری از یهودیانی که جزء این فرقه هم نیستند، به این فرقه گرایش دارند. همچنین، این فرقه با دانشگاه رفتن مخالف‌اند چون با اختلاط در دانشگاه و همین‌طور نسبی‌گرایی رایج در دانشگاه، مسئله دارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *