جلسهٔ هجدهم شریعت و آداب یهودی؛ استاد سلیمانی، 21 اردیبهشت 90

دو مطلب از مباحث ما باقی مانده است.

ادله استنباط احکام:
چند واژه هست که در علوم مختلف شنیده می‌شود. مثلا منابع حقوق، مبانی استنباط احکام، اصول فقه و… . این واژه‌ها گاهی به یک معنا به کار می‌روند. یعنی که این که قوانین الزام‌آور هر یک از این حوزه‌ها چگونه به دست می‌آید؛ به گونه‌ای که مستند باشد به منابع اولیه.

چهار منبع اصلی برای حقوق وجود دارد:
1. قانون
2. رویه قضایی
3. عرف
4. دکترین (نظریه حقوق‌دان‌ها).

علت اینکه قانون، یکی از منابع حقوق محسوب می‌شود این است که فرض بر این است که قانون،‌ برای همهٔ شهروندان جامعه شناخته‌شده است و «جهل به قانون» مسموع نیست. ولی به هر حال، قانون همه جا کامل نیست و نیاز به تفسیر دارد. بحث‌هایی را نیز به دنبال خواهد داشت که حق تفسیر قانون در اختیار چه کسی است و از چه روشی باید پیروی کرد.

رویهٔ قضایی یعنی، حکمی در دادگاه‌های مختلف صادر شده است. این حکم می‌تواند منبعی برای قاضی باشد که حکم دیگری را صادر کند. دربارهٔ رویه نیز اختلافات زیادی وجود دارد که چگونه تشخیص داده شود و حجت قرار گیرد.

منبع بعدی، عرف است. خیلی چیزها قانون ندارد. مثلا اینکه دیوار بین دو خانه، متعلق به کدام خانه است، به روش تشخیص عرفی عمل می‌شود. گرچه مثل رویهٔ قضایی و قانون، الزام‌آور نیست ولی به هر حال به آن رجوع می‌شود. در موارد دیگری به نظرات حقوقدانان برجستهٔ یک جامعه رجوع می‌شود.

منابع فقه یهودی و ادلهٔ‌ استنباط:
1. داوریتا (از تورات): کاشف از متن تورات. این دسته خود دو نوع است: میدراش (تفسیر) و سوارا (عقل)
2. دربانان (از حاخام‌ها): واضع قاعده جدید

این تقسیم به نوعی مشخص کردن سلسله‌مراتب ادله نیز هست. یعنی ادله‌ای که مستقیما از تورات‌اند و کاشف از متن تورات‌اند، اعتبار بیشتری دارند. ولی ادله‌ای که به دستهٔ دوم می‌رسند، ناقل هستند و اهمیت درجه دوم دارند.

کارکرد تفسیر،‌ فهم مقصود قانون‌گذار است. یا به عبارت دیگر،‌ کاشف است. ما میدراش را در دو معنا به کار می‌بریم. گاهی به معنای فرایند و روش تفسیر است که تقریبا معادل همان هرمنوتیک می‌شود؛ گاهی هم به حاصل دست‌آوردهای این روش نیز گفته می‌شود.

سنگ بنای تفسیر زمانی مطرح شد که نبوت قطع شد و مجمع کبیر، جای آن را گرفت. تا پیش از آن همه چیز از طریق نبوت انجام می‌شد و مشکلی نبود. ولی وقتی بحث مجمع کبیر مطرح می‌شود، همه چیز باید به کتاب مقدس مستند باشد. و از آنجا که این فهم و تفسیر، خطاپذیر است، ابتدا باید حجیت آن اثبات شود.

اقسام میدراش (تفسیر):
1. تفسیر قیاسی: در کنار هم چیدن عبارات مختلف
2. تفسیر توضیحی: با توضیح و فهم معنای پشت واژگان

اصطلاحی هم هست به نام «تفسیر منطقی» که اقسام بالا را چندان به رسمیت نمی‌شناسد و بیشتر به دنبال این است که به هدف و مقصود اصلی شارع دست یافته شود. البته این روش در روش‌های میدراشی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

اختلافات زیادی در تفسیر وجود دارد. اینکه چطور به مقصود اصلی گوینده متن دست یافته شود، بارها مورد مناقشه و بحث قرار گرفته است. همان اختلافاتی که در فقه اسلامی وجود دارد، در شریعت یهودی نیز جاری است. مثال‌های بسیاری وجود دارد که بین علمای یهودی اختلاف بوده است. احکام قصاص، یکی از آن‌هاست. چنانکه در حقوق اسلامی نیز مورد بحث قرار گرفته است.

اقسام دربانان:
1. تقانا (احکام اثباتی)/ گزرا (احکام سلبی و نفیی): قانون‌گذاری جدید
2. معسه: رویه. یعنی موارد خاصی که در یک مسئله خاصی پرسیده شده و به آن پاسخ داده شده است. یک مورد دیگر هم دارد به نام «دکترین».
3. مینهاگ (عرف)

البته اگر منابع میدراشی داشته باشیم، سراغ دربانان نمی‌آییم و این اقسام فقط به عنوان روش ثانویه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *