جلسهٔ… کلاس کلام تطبیقی؛ استاد صادق‌نیا، 14 اردیبهشت 90

موضوع امروز: الهیات آباء مسیحی
ما در این بحث دنبال این هستیم که نشان دهیم چه‌طور ادیان (اسلام،‌ مسیحیت، یهودیت و…) آرام‌آرام ایمان را وارد الهیات کردند و چه‌طور دانشی به نام «الهیات» شکل گرفت. هر چه از خاستگاه اولیه دین می‌گذریم، دین فلسفی‌تر و عقلی‌تر می‌شود.

در جلسهٔ گذشته سیر حرکت الهیات در یهودیت را دیدیم. در این جلسه نیز به دنبال این هستیم که همین سیر را دورهٔ الهیاتی آبائی مسیحی بیبنیم. در این مسیر ما از چند موضوع کلی بحث می‌کنیم. شخصیت‌های مختلف در این دوره‌ها، چرخش‌های الهیاتی، مکاتب موجود در این زمان و… مباحث امروزند.

ویژگی‌ها:
1. آباء مسیحی به دنبال تثبیت و تمییز خود از الهیات یهودی‌اند. یعنی می‌خواهند نشان دهند که میان آن‌ها و دین مادر (یهودی) چه تفاوتی وجود دارد.

جریان‌های فکری موجود در این دوران:
1. آباء
2. کافران و منکران الهیات مسیحی
3. فلسفه یونان: آباء مسیحی از این تفکر استفاده کرده‌اند. مثلا وقتی که از تعبیر «لوگوس» در انجیل یوحنا استفاده شده است. تردیدی نیست که بسیاری از آباء کلیسا تحت تأثیر فیلسوفان یونانی‌اند.

نکته:
تفاوت اصلی بین گام‌های نخست ادیان و دوره‌های بعدی آن‌ها در «ایمان» است. در دوره‌های ابتدای ادیان، این مردم بودند که به دنبال ایمان بودند. ولی در دوره‌های بعدی، یک عده‌ای متولی رساندن ایمان به مردم شدند انگار. الهیات برای همین در دوره‌های بعدی یک دین شکل می‌گیرد.

دورهٔ آباء کلیسا، فرق می‌کند با دوره‌های دیگر مسیحیت. این دوره به نحوی منبع حجیت در مسیحیت است. یعنی صرفا یک دورهٔ تاریخی نیست؛ بلکه یک دورهٔ‌ مشروعیت‌بخش است. همان طور که همهٔ جریان‌های دینی مسیحیت برای کسب وجاهت، به عهد جدید ارجاع می‌دهند، به دورهٔ آباء هم ارجاع می‌دهند.

شروع کنفرانس: صادق احمدی
اوضاع سیاسی:
دوران آباء کلیسا، از نظر سیاسی دورهٔ پرتنشی است. جریان‌ها و قدرت‌های تأثیرگذار بسیاری در آن زمان وجود دارند که بر جامعهٔ مسیحی تأثیر می‌گذارند.

جریان‌های فکری موجود در زمان آباء:
1. گنوسی‌گری
2. مارکیونیسم
3. مانویت
4. مسیحیت یهودی
5. مسیحیت رسمی
6. آریانیسم
7. مونتانیسم

شخصیت‌های این دوران:
1. یوستین (165): او از فلسفه خیلی کمک می‌گیرد و فلسفه را راه نجات پیش از ایمان می‌داند.
2. ایرنئوس (200): تأثیر او سنت حواری و سلسله مراتب حواری در مقابل گنوسی‌گری است.
3. ترتولیان (225): او موافق کلیسای رسمی بود. ولی در بحث مونتانیسم از کلیسای رسمی جدا می‌شود.
4. کلمنت
5. اوریگن (254)
6. سیپریان
7. آگوستین

دغدغه‌های الهیاتی:
1. سنت عرفانی رسولی = گنوسی‌گری
2. انضباط باطنی و آمدن ملکوت خدا = مونتانیزم
3. کلیسا و مرتدان = دوناتیسم
4. الوهیت/ عدم الوهیت عیسی= آریانیسم
5. الوهیت/ عدم الوهیت روح‌القدس = مارکیونیسم
6. طبیعت واحد/ ذات واحد= نسطوریانیزم/ مونوفیزیسم
7. اراده واحد/ دو اراده = مونوتلیسم
8. اراده آزاد= پلاگیانیزم

تفاوت دوران رسولان و دوران آباء:
دوران رسولان را می‌شود به دو دوره تقسیم کرد. خب حواریون و رسولان بیشتر از روش نقلی استفاده می‌کردند. شخصیت کاریزماتیک خود آن‌ها نیز تأثیر زیادی داشته است. اما در برخورد با غیر یهودیان، پولس و دیگران از روش‌های عقلی و فلسفی استفاده می‌کردند و گاهی روش‌های تبلیغی تبشیری مثل «موعظه». مثال بارز روش‌های نقلی، ترتولیان است که فلسفه را شدیدا می‌کوبد.

تا سال 311 میلادی که امپراتور روم، آزار و شکنجه مسیحیان را متوقف می‌کند، دوران جدیدی شکل می‌گیرد. در این دوره، دیگر بقاء مسیحیت فقط نیست که مهم است؛ بنابراین، آباء این دوره به تثبیت و قوی‌تر کردن مسیحیت و تقویت ایمان مسیحی فکر می‌کنند.

ادامه صحبت‌های استاد:
1. آباء متقدم: بیشتر بر دفاعیه‌نویسی متمرکز بودند. این‌ها زبان تبلیغ و تببین نداشتند، بلکه بیشتر زبان دفاع داشتند. دفاع از این که چرا چنین ایمانی دارند.
2. آباء متأخر: در این دوران به سمت تنظیم باورها حرکت کردند. سعی کردند اختلاف میان آموزه‌ها و باورهای مختلف را حل کنند. علت شکل‌گیری شوراها نیز همین بود.

مفهوم شرق و غرب نیز باید به خوبی در این دوران تفکیک شود. متدهای این دو کاملا متفاوت است. مکتب شرق، فلسفی‌تر و ایمانی‌تر بود. ولی در غرب، دغدغهٔ کلیسا داشتند بیشتر. در غرب به رابطه نجات و کلیسا پرداخته می‌شد ولی در شرق، رابطه نجات و فرد مورد توجه قرار می‌گیرد.

مهم‌ترین نقش‌هایی که آباء مسیحی در این دوره بازی کردند:
1. تنظیم ارتباط با یهودیان: اینکه رابطه مسیحیان با یهودیان چیست و چگونه باید سراغ عهد عتیق رفت.
2. تنظیم دفاعیه‌ها و توجیه عقلانی ایمان مسیحی در برابر منکران
3. رسمیت یافتن مسیحیت و تبیین رابطه مسیحیت با امپراتوری: در اینجا رابطه به گونه‌ای شد که انگار امپراتوری، بخشی از کلیساست.

دوره آباء بیش از این که استفاده بشود در الهیات مسیحی، به عنوان نمادی بر راستی و درستی ایمان دیده می‌شود. یعنی استفاده‌ای که از آن می‌شود، بیشتر استفاده‌ٔ نمادین است. امروزه الهیدان‌های مسیحی، آن را یک سنبل و نماد می‌دانند بیشتر.

جلسهٔ آینده راجع به مسیحیت در قرون وسطی صحبت می‌کنیم.

منابعی برای مطالعهٔ بیشتر:
روح فلسفه در قرون وسطی، نوشتهٔ ژیلسون، ترجمهٔ‌ داوودی
فلسفه در مسیحیت باستان، نوشتهٔ‌ کریستوفر استید، ترجمهٔ‌ عبدالرحیم سلیمانی،
درس‌نامهٔ الهیات، ترجمهٔ دیباج،
تاریخ فلسفه یهودی،‌ ژیلسون، ترجمهٔ‌ رضا گندمی
فلسفه آباء کلیسا، نوشتهٔ وولفسون، ترجمهٔ شهبازی

مجله هفت آسمان، مقالهٔ زمینه‌های فلسفی در مسیحیت