جلسهٔ هفتم کلاس عرفان مسیحی؛ استاد توران، 8 اردیبهشت 90

بحث این جلسه ما در بارهٔ‌ عرفان عملی مسیحی است. عرفان عملی مسیحی بر چند اصل مبتنی است. اول این که چنین فرض گرفته می‌شود که انسان دارای اصلی است که از آن دور افتاده است و به وسیلهٔ عرفان عملی سعی می‌کند به آن اصل بازگردد. به بیان دیگر، عرفان عملی به دنبال برداشتن حجاب‌هایی است که میان انسان و اصل او فاصله انداخته است.

مراحل سیر صعودی انسان به سوی خداوند (بر اساس دیدگاه آندرهیل):
1. تهذیب
2. اشراق
3. اتحاد وجودی (یگانه شدن)

همین مراحل را در میان عرفای اسلامی نیز می‌شود یافت. مثل خواجه‌ عبد‌الله انصاری نیز در صد میدان خود به این مراحل اشاره کرده است. در دیگر عرفا نیز می‌شود این مراحل را دید. مثلا حافظ شعری دارد که «تا فضل و علم بینی بی‌معرفت نشینی/ یک نکته‌ات بگویم، خود را نبین که رستی». یعنی آنچه که مانع و حجاب شما با کمال مطلق است، خودبینی است. خود را نبین تا به آن کمال مطلق برسی: «میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست/ تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز». همین حرف را به بیان‌های مختلف می‌شود بیان کرد و مراحل مختلفی برای آن در نظر گرفت. حافظ در جای دیگری می‌گوید: «این راه را نهایت صورت کجا توان بست، کش صد هزار منزل بیش است در بدایت».

کاخ درونی

کاخ درونی، نوشته قدیس ترزا آویلی

کاخ درونی، نوشته قدیس ترزا آویلی

قدیسه ترزا آویلی در کتاب «کاخ درونی» تقریر جالبی دارد. کسی از او می‌خواهد که برای راهبه‌های درون صومعه دستورالعملی بنویسد که بتوانند سیر و سلوک کنند؛ چرا که سنت راهبه‌گری، یک سنت عرفانی نیست. و چه بسا همین سنت به فضای اسلامی وارد شده باشد و در قالب خانقاه، خود را نشان داده باشد.

این قدیسه می‌گوید: «I write as mechanically as birds, thought to speak which knowing nothing but what is thought them. Repeat the same thing…». یعنی من چیزی از خودم برای گفتن ندارم و آنچیزی را به زبان می‌آورم که به من آموخته شده است. او در ادامه می‌گوید من تضرع می‌کردم از درگاه خدا می‌خواستم که از طریق من سخن بگوید. نمی‌دانستم در این مسئله چه بگویم. خداوند به من الهام کرد که نفس انسان مجموعه‌ای از عمارت‌هاست (کاخ درون). این مجموعه، دیواری دارد که همین جسم ماست. مهم‌ترین کاری که ما باید در طول زندگی‌مان انجام بدهیم خودشناسی از طریق ورود به این کاخ است. این خیلی بد است که انسان دربارهٔ‌ خودش ندارند. انسان باید وارد این کاخ شود و مرحله به مرحله به عمق جان خویش، نفوذ کند.

یک عمارت مرکزی در وسط قرار گرفته است و پادشاه در این عمارت مستقر است. پادشاهی که نورش به کل این مجموعه ساطع شده است و زیبای مطلق است. در پرتو درخشش این نور، همه جای این ساختمان تحت تأثیر نور قرار می‌گیرد. این پادشاه، عیسی مسیح است. ما نمی‌توانیم مستقیما به عمارت مرکزی وارد شویم و باید گام‌به‌گام عمارت‌های مختلف را طی بکنیم تا نهایتا بتوانیم وارد عمارت مرکزی شویم.

بیرون از عمارت نیز پر از حیوانات موزی و خزنده‌هاست. این حیوانات همان تعلقات دنیوی و اشتغالات ما هستند. اکثریت انسان‌ها در همین دروازه‌ٔ ورودی می‌چرخند و نمی‌توانند وارد این کاخ شوند. حالا باید به این بپردازیم که هر یک از این عمارت‌ها چیست و درون آن چه اتفاقی برای سالک می‌افتد.

او می‌گوید در این سیر عرفانی نمی‌شود به خود متکی بود؛‌ چون قوای درونی انسان ضعیف است و باید از خدا استمداد بکنیم. (من أین لی النجاة… إلا بک). «در این مرحلهٔ آغازین، از آنجا که روح انسان گرفتار امور دنیوی است، چندان قدرتی ندارد و به آسانی شکست می‌خورد. آرزو دارد ولی به آسانی شکست می‌خورد. آن‌هایی که در این وضعیت هستند که تازه می‌خواهند وارد شوند، نیاز دارند که هر فرصتی را غنیمت بشمارند و متوسل شوند به پادشاهی که در کاخ مرکزی نشسته است و مادر مقدس او را واسطه قرار دهند. و همین‌طور مقدسانی که قبلا بودند را مورد استمداد قرار دهد. تا اینکه این‌ها از طرف سالک، مبارزه کنند. چون بندگان آن‌ها قدرت کمی دارند برای دفاع کردن از خودشان. در هر یک از مراحل زندگی لازم است که کمک از خدا بیاید. برای ورود به این قصر شما باید همهٔ اشتغالات خود را کم کنید.»

کلید ورود به این کاخ، «دعا» و «مراقبه» است. با این کلید می‌شود به عمارت اول وارد شد.

جلسهٔ بعد دربارهٔ‌ عمارت‌های بعدی نیز صحبت خواهیم کرد.

کتاب‌های منبع عرفان عملی مسیحی:

St. Bernard of Clairvax 1091-1153
On divine Law

Richard of St. Victor 1973
Benjamin Minor – Benjamin Major
Four Degrees of Burning Love

St. Ignatius of Loyola (1491-1556)
The spiritual Exercises

St. Teresa of Avila (1515-1582)
Interior Castles

St. John of the Cross (1542-1592)
Ascent of Mount Carmel
Dark Night of the Soul

Jacob Boehme (1575-1624)
The way to Christ

Practical Mysticism

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *