بایگانی دسته: شریعت و آداب یهودی

یادداشت‌های من از مجموعه کلاس‌های شریعت و آداب یهودی

همان‌طور که به یاد دارید، کلاس شریعت یهودی در این ترم توسط سه استاد بزرگوار، آقای دکتر حسین سلیمانی، آقای آرش آبائی و جناب حاخام حمامی لاله‌زار برگزار شد. من مجموعه یادداشت‌هایی که از این کلاس‌ها داشتم را به همراه یادداشت‌هایی از دوستان دیگر تکمیل کردم که حاصلش سه فایل زیر است. ضمنا یادتان باشد که جلسهٔ اول کلاس استاد آبائی را من نداشتم و نتوانستم پیدا کنم که در این مجموعه، جای آن خالی است.

یادداشت‌های من از کلاس شریعت و آداب یهودی استاد سلیمانی

یادداشت‌های خانم زهرا حاتمی از جلسه حاخام حمامی لاله‌زار

یادداشت‌هایی از کلاس شریعت و آداب یهودی، استاد آرش آبائی

یک پیشنهاد: اگر در حال مطالعه دویست صفحه ابتدایی کتاب استاد سلیمانی هستید، اگر جایی به نکته‌ای برخوردید که در کلاس مطرح نشده و در جزوه‌های کلاسی نیست، یادداشت کنید. مجموعه این یادداشت‌ها را برایم من بفرستید تا برای دیگر دوستان‌تان (و خودم البته) در وبلاگ منتشر کنم. احتمالا در وقت خیلی از هم‌کلاسی‌ها صرفه‌جویی خواهد شد. البته این پیشنهاد را باید کمی زودتر می‌دادم. به هر حال.

جلسهٔ هجدهم شریعت و آداب یهودی؛ استاد سلیمانی، 21 اردیبهشت 90

دو مطلب از مباحث ما باقی مانده است.

ادله استنباط احکام:
چند واژه هست که در علوم مختلف شنیده می‌شود. مثلا منابع حقوق، مبانی استنباط احکام، اصول فقه و… . این واژه‌ها گاهی به یک معنا به کار می‌روند. یعنی که این که قوانین الزام‌آور هر یک از این حوزه‌ها چگونه به دست می‌آید؛ به گونه‌ای که مستند باشد به منابع اولیه.

چهار منبع اصلی برای حقوق وجود دارد:
1. قانون
2. رویه قضایی
3. عرف
4. دکترین (نظریه حقوق‌دان‌ها).

علت اینکه قانون، یکی از منابع حقوق محسوب می‌شود این است که فرض بر این است که قانون،‌ برای همهٔ شهروندان جامعه شناخته‌شده است و «جهل به قانون» مسموع نیست. ولی به هر حال، قانون همه جا کامل نیست و نیاز به تفسیر دارد. بحث‌هایی را نیز به دنبال خواهد داشت که حق تفسیر قانون در اختیار چه کسی است و از چه روشی باید پیروی کرد.

رویهٔ قضایی یعنی، حکمی در دادگاه‌های مختلف صادر شده است. این حکم می‌تواند منبعی برای قاضی باشد که حکم دیگری را صادر کند. دربارهٔ رویه نیز اختلافات زیادی وجود دارد که چگونه تشخیص داده شود و حجت قرار گیرد.

منبع بعدی، عرف است. خیلی چیزها قانون ندارد. مثلا اینکه دیوار بین دو خانه، متعلق به کدام خانه است، به روش تشخیص عرفی عمل می‌شود. گرچه مثل رویهٔ قضایی و قانون، الزام‌آور نیست ولی به هر حال به آن رجوع می‌شود. در موارد دیگری به نظرات حقوقدانان برجستهٔ یک جامعه رجوع می‌شود.

منابع فقه یهودی و ادلهٔ‌ استنباط:
1. داوریتا (از تورات): کاشف از متن تورات. این دسته خود دو نوع است: میدراش (تفسیر) و سوارا (عقل)
2. دربانان (از حاخام‌ها): واضع قاعده جدید

این تقسیم به نوعی مشخص کردن سلسله‌مراتب ادله نیز هست. یعنی ادله‌ای که مستقیما از تورات‌اند و کاشف از متن تورات‌اند، اعتبار بیشتری دارند. ولی ادله‌ای که به دستهٔ دوم می‌رسند، ناقل هستند و اهمیت درجه دوم دارند.

کارکرد تفسیر،‌ فهم مقصود قانون‌گذار است. یا به عبارت دیگر،‌ کاشف است. ما میدراش را در دو معنا به کار می‌بریم. گاهی به معنای فرایند و روش تفسیر است که تقریبا معادل همان هرمنوتیک می‌شود؛ گاهی هم به حاصل دست‌آوردهای این روش نیز گفته می‌شود.

سنگ بنای تفسیر زمانی مطرح شد که نبوت قطع شد و مجمع کبیر، جای آن را گرفت. تا پیش از آن همه چیز از طریق نبوت انجام می‌شد و مشکلی نبود. ولی وقتی بحث مجمع کبیر مطرح می‌شود، همه چیز باید به کتاب مقدس مستند باشد. و از آنجا که این فهم و تفسیر، خطاپذیر است، ابتدا باید حجیت آن اثبات شود.

اقسام میدراش (تفسیر):
1. تفسیر قیاسی: در کنار هم چیدن عبارات مختلف
2. تفسیر توضیحی: با توضیح و فهم معنای پشت واژگان

اصطلاحی هم هست به نام «تفسیر منطقی» که اقسام بالا را چندان به رسمیت نمی‌شناسد و بیشتر به دنبال این است که به هدف و مقصود اصلی شارع دست یافته شود. البته این روش در روش‌های میدراشی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

اختلافات زیادی در تفسیر وجود دارد. اینکه چطور به مقصود اصلی گوینده متن دست یافته شود، بارها مورد مناقشه و بحث قرار گرفته است. همان اختلافاتی که در فقه اسلامی وجود دارد، در شریعت یهودی نیز جاری است. مثال‌های بسیاری وجود دارد که بین علمای یهودی اختلاف بوده است. احکام قصاص، یکی از آن‌هاست. چنانکه در حقوق اسلامی نیز مورد بحث قرار گرفته است.

اقسام دربانان:
1. تقانا (احکام اثباتی)/ گزرا (احکام سلبی و نفیی): قانون‌گذاری جدید
2. معسه: رویه. یعنی موارد خاصی که در یک مسئله خاصی پرسیده شده و به آن پاسخ داده شده است. یک مورد دیگر هم دارد به نام «دکترین».
3. مینهاگ (عرف)

البته اگر منابع میدراشی داشته باشیم، سراغ دربانان نمی‌آییم و این اقسام فقط به عنوان روش ثانویه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

جلسهٔ هفدهم کلاس شریعت و آداب یهودی؛ استاد سلیمانی، 14 اردیبهشت 90

بعد از تلمود، دیگر همهٔ نگاه‌ها به تلمود است. از این پس، هر ادبیاتی در فضای شریعت یهودی شکل می‌گیرد، نگاهش به تلمود است. اگر آثار بعد از تلمود را گونه‌شناسی کنیم، به دو سه سبک کلی می‌رسیم. برخی شکل مجموعه‌های فتاوایی دارند و جنبهٔ کارکردگرایانه‌شان پررنگ‌تر است. برخی حالت استفتائات دارند و پاسخ سؤالات شرعی را داده‌اند و به طرز جالبی، فضای اذهان مردم در زمان نگارش آن‌ها را نشان می‌دهد.

هلاخوت (قانون‌نامه‌ها، Codes):
یکی از معروف‌ترین آن‌ها کتاب «الفاسی» است که در کارهای این دوره، به سبب اینکه اولین است اهمیت دارد. مهم‌ترین کاری که خیلی مورد توجه قرار گرفت و تأثیرگذار بود، کتاب «میشنه‌ تورا» بود از ابن میمون در قرن 12.

میشنا تورا، نوشتهٔ ابن میمون

میشنه تورا، نوشته ابن میمون

میشنه تورا
کلمهٔ «میشنه تورا» به معنای «تکرار تورات» است. نویسنده معتقد است اگر کسی این کتاب را بخواند دیگر نیازی به تورات ندارد. این کتاب به 14 فصل تقسیم شده است و به همین خاطر به «یدحزاقا» (دست قوی) مشهور شده است. چون کلمهٔ «ید» با حروف ابجد شماره‌اش 14 می‌شود.

این کتاب گرچه در ابتدا به شدت مورد برخورد قرار گرفت ولی بعدها به شدت تأثیرگذار شد. اشکالات زیادی به این کتاب گرفته شد. مثلا این که ساده کردن مسائل برای همهٔ مردم، باعث می‌شود که افراد تنبل بشوند و کمتر به دنبال مسائل بروند. مثل تفکری که در مورد کتب حوزوی وجود داشت که ساده کردن آن‌ها باعث کم شدن عمق مطلب می‌شود.

ایرادی دیگری که به این کتاب وارد شد این بود که این کتاب کاملا سفارادی است و آنچه عالمان اشکنازی گفته‌اند و عرف جامعهٔ اشکنازی در این کتاب منعکس نشده است. برای همین، کتابی نیست که همهٔ یهودیان بتوانند به آن رجوع کنند.

این کتاب بارها نقد و شرح خورد که بعد از مدتی، خودش به اندازهٔ تلمود بزرگ شد و دیگر از شکل اولیه‌اش که قرار بود به این تفصیل نباشد و ساده باشد،‌ خارج شد. یعنی الان وقتی کتاب «میشنه تورا» گفته می‌شود، منظور به همراه همهٔ‌ حواشی آن است. شبیه اتفاقی که برای کتاب لمعه افتاده است.

متن کامل میشنه تورا به زبان انگلیسی را می‌توانید از اینجا مطالعه کنید.

هلاخوت، نوشتهٔ آشر بن یحیئیل
در قرن سیزدهم شخصی به نام «آشر بن یحیئیل» که فتواهایش خیلی معروف است، با الگوگیری از کتاب الفاسی (که خود از هلاخوت گدولوت، اثر شیمون قایرا الگو گرفته است) کتابی نوشت با نام «هلاخوت».

ارباعاطوریم، نوشتهٔ یعقوب بن آشر

شولحان عاروخ (سفره گسترده)
این کتاب شاید مهم‌ترین کتاب بعد از تلمود باشد که به نوعی نقش تلمود را ایفا کرد. این کتاب در قرن 16 توسط یوسف قارو نوشته شد. از وقتی که این کتاب نوشته می‌شود، دیگر هیچ کتابی به طور مستقل نوشته نمی‌شود و همه کتاب‌ها به نوعی حاشیه و شرحی بر این کتاب است. با نوشتن این کتاب، دورهٔ ریشونیم تمام می‌شود و دورهٔ‌ جدیدی به نام «احرونیم» (معلمان متأخر) به وجود می‌آید.

شریعت یهودی، پس از عصر روشنگری
از قرن 18 به بعد و با رسیدن به عصر روشنگری و انسان‌محور شدن جامعهٔ اروپایی، یهودیت نیز به شکلی تحت تأثیر این واقعه قرار می‌گیرد. در این دوران، چند واقعهٔ‌ مهم در شریعت یهودی می‌افتد. جوانان یهودی در این دوران وارد جامعهٔ بشری شدند. با ورود به جامعه‌ای که مدت‌ها از آن جدا بودند سعی کردند گذشتهٔ خودشان را فراموش کنند و علاقه‌ای به سنن و آداب یهودی خودشان نشان نمی‌دادند. این تأثیری بود که این دوران بر عامهٔ مردم یهودی گذاشت.

از سوی دیگر مکاتب و مباحثی که در این دوران مطرح بود، بر عالمان یهودی نیز تأثیر گذاشت. عالمان یهودی نیز کم‌کم اندیشه‌هایی پیدا کردند که با اندیشه‌های سنتی یهودی سازگار نبود. نکتهٔ دیگری که شاید اهمیت زیادی داشت، این بود که یهودیان تبدیل به شهروندانی شدند که باید به قوانین کشور محل زندگی خود، احترام می‌گذاشتند. تا پیش از این در گتوها یهودیان قوانین خودشان را داشتند، احکام شرعی را اجرا می‌کردند،‌ مجازات‌های خودشان را داشتند؛ ولی از این پس مجبور شدند که تابع قانون محل زندگی‌شان شوند.

مجموعهٔ این مباحث باعث شد دورهٔ قرن 18 و 19 که در اروپا دورهٔ پررونقی است، در یهودیت شاهد دوران رکود هستیم. برخی از عالمان یهودی حتی می‌گفتند ای کاش به گتوها برمی‌گشتیم.

مسئله دیگری که بر شریعت یهودی تأثیر گذاشت، پیدا شدن اندیشهٔ «صهیونیسم» بود. اینکه اندیشه‌ای پیدا شود که وطنی را برای یهودیان در نظر بگیرد، می‌توانست معنای دیگری به شریعت یهودی بدهد. اینچنین شد که سعی کردند نهادهای یهودی بسیاری در کشورهای مختلف ساخته شود که وقتی یهودیان به سرزمین مقدس و وطن خود بازمی‌گردند بتوانند از این نهادها برای اداره کشور، استفاده کنند.

بخش عمدهٔ مباحث باقی ماند برای جلسهٔ آینده…