بایگانی دسته: الهیات نقلی مسیحی

یادداشت‌هایی از کلاس استاد مفتاح + نمونه سؤالات امتحانی

یادداشت‌هایی از کلاس الهیات عقلی استاد مفتاح
یادداشت‌های خانم حاتمی از کلاس الهیات عقلی استاد مفتاح رو به صورت فایل پی‌دی‌اف آماده‌ کرده‌م که می‌تونید از طریق لینک زیر دانلود کنید. سعی کردم حتی‌الامکان خوانا باشه و در عین حال حجمش زیاد نشه که برای دانلود در وضعیت نابسامان اینترنت این روزها دچار مشکل نشید. طبیعتا نیاز به تذکر نیست که جزوه کلاسی ملاک طراحی سؤالات نبوده و این جزوه بیشتر جهت کمک به امتحان محسوب می‌شه. ضمن اینکه ممکنه بخش‌هایی از کلاس استاد مفتاح در این جزوه منعکس نشده باشه که این هم مد نظرتون باشه.

جزوه‌ کلاس الهیات عقلی استاد مفتاح، پاییز و زمستان ۹۰ (حجم: ۳:۶۳ مگابایت)

نمونه سؤالات:
منصور هم زحمت کشیده برای من یک سری نمونه سؤال از درس آقای مفتاح فرستاده که همون‌ها رو عینا براتون کپی می‌کنم:

1) رابطه دين و فلسفه از نظر يوستينوس را بنويسيد.
2) روش سلبي ديونيسيوس درباره اوصاف خدا را بنويسيد.
3) شناخت‌شناسی اگوستين را توضيح دهيد.
4) تفسير فلسفي تثليث از نظر بازيلوس را بيان کنيد.
5) خداشناسي بوناونتورا را تبيين کنيد.
6) ديدگاه‌های مختلف درباره قديم يا حادث بودن جهان را بيان کنيد.

مجله گفتمان:
نکته آخر هم اینکه، چند نفر از دوستان‌تون یک مجله اینترنتی راه‌اندازی کرده‌ند با عنوان «گفتمان». دغدغه اصلی این مجله و موضوعات مورد توجهش، رویدادها و وقایعی هستند که به نحوی به موضوع روابط بین ادیان، تعامل‌شون با همدیگه و چه بسا درگیری اون‌ها با همدیگه، ربط پیدا کنه. رویکرد مجله، خبری تحلیلیه و به دنبال کشف نقاط تلاقی ادیان با همدیگه‌ست و پرسش‌هایی که در میان این تلاقی معنا پیدا می‌کنند. این مجله رو ببینید، نظرتون رو اعلام کنید و در صورت علاقه، جای شما در تحریریه‌ش خالیه. منتظریم.

و دیگر هیچ…

جلسهٔ دوازدهم الهیات نقلی مسیحی؛ 7 دی 89

اسرار کلیسایی:
تعبیر اسرار کلیسایی (Sacramentom) که برگرفته از واژه «misterion» یونانی است، تعاریف مختلفی دارد:

1. تعریف ترتولیان:

2. تعریف در قرون وسطی: به چیزی آیین کلیسایی گفته می‌شود که چهار شرط داشته باشد: یک عنصر مادی در آن وجود داشته باشد، شباهتی بین آن عنصر مادی با یک عنصر ماورایی وجود داشته باشد، دلیلی بر این شباهت وجود داشته باشد و نهایتا اینکه این قابلیت را داشته باشد که فیضی را به انسان برساند.

این تعریف با این مشکل مواجه بود که آیین اعتراف، مشتمل بر هیچ عنصر مادی‌ای نبود.

3. راز کلیسایی به آنچه نمود و نشانه‌ای از آن است شباهت دارد. راز کلیسایی به چیزی می‌گویند که نشانه‌ای از فیض الهی در آن باشد.

این تعریف، تا نهضت اصلاح دینی ادامه داشت تا این که لوتر به این اسرار کلیسایی اعتراض می‌کند. و تعریف دیگری را ارائه می‌دهد:

4. تعریف لوتری: راز کلیسایی، آیینی است که کلام خدا بر آن دلالت داشته باشد و نشانه‌ای بیرونی بر آن وجود داشته باشد.

5. تعریف تسوینگلی: راز کلیسایی نشانهٔ وفاداری مؤمنان است به خدا. البته تسوینگلی پیش‌تر، راز کلیسایی را نشانهٔ وفاداری خدا به مؤمنان می‌دانست.

 

به نظر می‌رسد همه بر این اتفاق نظر دارند که رازهای کلیسایی ابزارهایی‌اند برای درک فیض الهی و اختلاف تعریف‌ها برای این است که هر سه مصداق را شامل شود.

عملکرد رازهای کلیسایی:
منظور از این عنوان، شیوهٔ تأثیرگذاری این رازها در نجات انسان است.

1. رازهای کلیسایی، منتقل‌کنندهٔ فیض‌اند.
2. رازهای کلیسایی، ایمان را تقویت می‌کنند. (نظریهٔ پروتستانی)
3. رازهای کلیسایی موجب افزایش اتحاد در کلیسا می‌شوند.
4. رازهای کلیسایی، مؤمنان را نسبت به وعده‌های الهی خاطرجمع می‌سازد.

تبدل جوهری:
ادعا می‌شود که در این آیین‌ها خود عیسی مسیح حضور دارد. کلیسای کاتولیک در اینجا قائل به تبدل جوهری است ولی نظرات دیگری نیز وجود دارد. [کنفرانس محسن گلپایگانی]

تبدل جوهری اصطلاحا به تبدیل نان و شراب در عشاء ربانی به جسم و خون عیسی است؛ بدون این که نان و شراب از نظر طعم یا بو تغییر کند.

این اصطلاح در عصر آباء وجود نداشته است و به مرور وارد مسیحیت شده است. البته شواهدی از کتاب مقدس برای آن ذکر می‌شود. که حضرت عیسی به چنین اتفاقی اشاره کرده است. البته در کتاب یوحنا به نحو متفاوتی از این واقعه یاد می‌شود.

اولین درگیری دربارهٔ این موضوع در قرون وسطی رخ می‌دهد. کشیشی به نام باسکاسیوس چنین مطرح کرد که این تغییر، واقعی نیست و نمادین است.

اما در سال 1215 اولین بار لفظ «تبدل جوهری»‌ (Transubstantiation) مطرح شد.

در عصر اصلاحات:
لوتر: تعین جوهری؛ ظهور جسمانی و تجلی او درون، تحت و همراه نان و شراب است.
تسوینگلی: نمادین و سنبلیک
کالون: حضور معنوی مسیح (تبدل معنوی). این نظر در شورای ترنت رد شد.

[ادامه درس استاد]

مسیحیت و ادیان جهان:
این بحث در الهیات کلاسیک مسیحی، چندان جایگاهی ندارد. مک‌ گراث می‌گوید در این باره سه دیدگاه اصلی وجود دارد:

1. جزئی‌گرایی: دیدگاه مسیحیت، همین دیدگاه است و دیدگاه‌های دیگر، فرعی محسوب می‌شوند. طبیعتا در هر دینی، دیدگاه غالب همین است.

امروزه سعی می‌کنند از واژهٔ «جزئی‌گرایی» به جای «انحصارگرایی» استفاده کنند که بار جدل و چالشی مسئله کمتر باشد.

2. همه‌گرایی (شمول‌گرایی): کارل رانر، شخصیت معروف منسوب به این دیدگاه است. او می‌گوید نه‌تنها غیر مسیحیان هم نجات پیدا می‌کنند؛ بلکه چه بسا آیین‌های غیر مسیحی، به فیض مسیح نیز برسند. این افراد «مسیحیان گمنام» نامیده می‌شوند. تفاوت شمول‌گرایی با کثرت‌گرایی این است که در این دیدگاه فقط مسیحیت، دین حق شمرده می‌شود و تنها راه نجات هم مسیحیت است؛ ولی این فیض، شامل حال غیر مسیحیان نیز می‌شود.

مک‌گراث می‌گوید کلیسای کاتولیک، در شورای دوم واتیکان به دیدگاه کارل رانر نزدیک می‌شود.

3. کثرت‌گرایی

 

بحث جلسه آینده، آخرت‌شناسی است.

جلسهٔ یازدهم الهیات نقلی مسیحی؛ 1 دی 89

کلیساشناسی:
کلیسا در ابتدا به معنای این نظام سازمان‌یافته نبود و در آن زمان صرفا جهت اشاره به جمعی از مؤمنان استفاده می‌شد. بعدها کم‌کم این معنا گسترش پیدا کرد و در قرن پنجم،‌کلیسای رم ادعای تفوق کرد و نظام سلسله‌مراتبی به مرور پررنگ‌تر شد.

بعدها اختلافی پیش آمد که کلیسا آیا شامل گناهکاران هم می‌شود یا خیر. آگوستین از این نظریه دفاع کرد که کلیسا مجموعه‌ای است از انسان‌های گناهکار و نیکوکار؛ و ما وظیفهٔ داوری نداریم و داوری نهایی به عهدهٔ خداست.

از جمله مباحثی که در موضوع کلیساشناسی مطرح می‌شود، نزاع دربارهٔ حجیت کلیسا در نهضت اصلاحات است. در زمان نهضت اصلاحات لوتر به این اعتراض می‌کند که کلیسا فاسد شده است و با آموزهٔ فیض منافات دارد؛ برای همین دیگر کلیسا حجیت ندارد. گویی کلیسا با عملکرد خودش، از کلیسای حقیقی فاصله گرفته است.

نوع برداشت مصلحان با نوع برداشت کسانی که تا کنون در کلیسای کاتولیک حکومت می‌کرده‌اند متفاوت است. در نظر حاکمان کلیسای کاتولیک، کسی که در صدر کلیسا قرار می‌گیرد، نائب‌مناب عیسی مسیح است و تحت فیض روح‌القدس قرار دارد.

در زمان نهضت اصلاحات، قرار نبود که دو شاخه ایجاد شود. مصلحان فکر می‌کردند که اعتراض آن‌ها منجر به اصلاح کلیسا می‌شود و همه چیز تمام می‌شود. لوتر هم در ابتدا به دنبال تشکیل فرقه جدید نبود. ولی بعد از مدتی معلوم شد که کلیسای کاتولیک، کوتاه نمی‌آید و آن‌ها را تکفیر می‌کند. این چنین شد که اعلام استقلال کردند و تشکیلات جدیدی به وجود آوردند.

از جمله کسانی که در این زمان وارد گود شده است،‌ می‌شد از کالون نام برد. او جزء‌ کسانی است که با وجود اعتراض به تشکیلات کلیسا، خودش نیز به همان مسیر کشیده می‌شود.

از جمله چیزهایی که کالون به آن اشاره می‌کند این است که دو جور کلیسا وجود دارد؛ یک کلیسای مرئی و یک کلیسای نامرئی. کلیسای نامرئی، بدن حقیقی عیسی مسیح است. کلیسای نامرئی این است که مؤمنان با عیسی مسیح ارتباط برقرار می‌کنند. ولی کلیسای مرئی همین چیزی است که دیده می‌شود و شامل گناهکاران هم می‌شود. چون چاره‌ای نیست. به هر حال، راه نجات از همین کلیسای زمینی و مرئی می‌گذرد. باید یک عده‌ای دور هم جمع شوند تا ابزار فیضی فراهم شود و خداوند همهٔ آن‌ها را نجات دهد.

مک گراث که خودش هم پروتستان است، می‌گوید ما وقتی به سخنان کالون نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که نهضت اصلاحات، آن‌قدرها هم آدم‌های یاغی‌ای نبودند و واقعا دلسوز کلیسا بودند. البته همه مثل کالون صحبت نمی‌کنند که به طور ضمنی، کلیسا را تأیید کنند. افرادی هم بودند (افراط‌گرایان) مثل سباستین فرانک که به طور کلی پیوند دین و دولت را قبول نداشتند. این‌ها معتقد بودند از همان زمانی که سایهٔ امپراتور بر سر کلیسا قرار گرفت، کلیسا فاسد شد. پس آیین‌های مقدسی که این کلیسا به ثبت رساندند، هیچ حجیتی ندارند.

آناباپتیست‌ها هم احتمالا از همین گروه (به زعم مک‌ گراث، افراط‌گرایان)‌ برآمده‌اند و شعارشان این است که حکومت دنیا بر حسب جسم است و حکومت عیسی بر حسب روح. برای همین مسیحیان پیرو خود را از قبول مناصب دولتی منع می‌کنند. چون دولتی شدن، مستلزم آلوده شدن کلیسا است.

بحث را مک‌ گراث با مباحث رایج کلیسای قرن بیستم ادامه می‌دهد:

حجیت کلیسا از کجاست؟
گفته می‌شد که حجیت کلیسا به خاطر حضور عیسی مسیح است. برای نشان دادن این حضور، چنین می‌گفتند که وقتی آیین‌های کلیسای برگزار می‌شود،‌ عیسی مسیح در آن‌ها حضور دارد. حتی گفته می‌شود که خود کلیسا ساکرامنتال است؛ یعنی جنبهٔ رمزگونه دارد و حضور عیسی مسیح، یک راز کلیسایی است.

توجیه دیگری که برای اعتبار کلیسا در این دوران به کار برده می‌شد،‌ حضور عیسی از طریق کلام خداست. این توجیه را پروتستان‌ها هم قبول داشتند.

تعبیر دیگری که برای این مسئله به کار رفته، حضور کلیسا از طریق روح است. یعنی چون روح‌القدس در این کلیسا حضور دارد و نقش سازنده دارد، کلیسا از این طریق، حجیت و اعتبار دارد.

تعبیر برخی دیگر، «مسیح غایب» است. مسیح در دست خدا نشسته است و یک پدیدهٔ آسمانی است و نباید روی زمین به دنبال حضور او گشت.

دیدگاه شورای واتیکان در این باره بر خلاف قرن نوزدهم، این بود که آن‌قدرها بین روحانیت و مردم،‌ شکاف نیست. برای همین بر آیین کلیسایی تأکید می‌شد و این که مردم نیز در آیین‌های کلیسایی مشارکت دارند. این مشارکت ممکن است به صورت عمودی باشد، یعنی رابطه مردم با خدا. ممکن است به صورت افقی باشد، یعنی ارتباط مؤمنان با یکدیگر.

مک گراث در پایان چهار ویژگی برای کلیسا برمی‌شمرد:

  1. کلیسا واحد است. منشأ این وحدت هم، وحدت اغانیم ثلاثه است! البته شکاف‌هایی هم وجود دارد.
  2. کلیسا مقدس است. چون عیسی مسیح به همراه روح‌القدس به کلیسای خودش مانند عروس محبت می‌کند. عیسی خودش را فدا کرد تا کلیسا را تطهیر کند. گرچه تاریخ گذشته کلیسا با قداست فاصله زیادی دارد.
  3. کلیسا کاتولیک (جامع) است. برای «کاتولیک» معانی مختلفی در نظر گرفته شده است. یکی از معانی این است که کاتولیک جایی است که مسیح در آن حضور دارد. معنای دیگر این است که مسیح آمده است تا همهٔ انسان‌ها را نشان دهد.
  4. کلیسا رسولی است. یعنی کلیسا همان فرستادگان عیسی بوده‌اند و به پشتوانه رسولان ادامه پیدا کرده است. و همان رسالتی که بر عهدهٔ عیسی مسیح بوده است به جانشینان او و به کلیسا منتقل شده است.

نظام‌های کلیسایی:

  1. نظام پاپی: در کلیسای رم.
  2. نظام اسقفی: در کلیساهای ارتدوکس
  3. نظام محلی: خود مردم دخالت و مشارکت دارند.
  4. نظام نیابی: تشکیلات ذوزنقه‌ای. مردم، تصمیم‌گیرند و مجمعی را انتخاب می‌کنند و آن‌ها اشراف دارند بر عملکرد کلیسا.