بایگانی دسته: تاریخ عرفان و تصوف

جلسه سوم کلاس تاریخ عرفان و تصوف؛ 5 اسفند 88

اس و اساس تصوف‌ که شیوهٔ یک عارف صوفی را از یک فقیه جدا می‌کند،‌ درون‌گرایی و توجه به باطن است. بقیه‌اش، نمادهای ظاهری است که اختلافات زیادی هم در آن وجود دارد؛ چنانکه وقتی سخن از فقه گفته می‌شود، شاید در ظاهر لباس روحانیت به نظر بیاید و ظاهر دروس و جامعهٔ حوزوی؛ ولی فقه معنای دیگری دارد که این عناصر ظاهری، قوام‌بخش آن نیستند. همچنین «شیعه» را نمی‌شود صرفا با گریه کردن و عزاداری و صور ظاهری تشیع تعریف کرد.

اگر بخواهیم امور ظاهری را ملاک قضاوت دربارهٔ تصوف بدانیم، همان سختی‌ها دربارهٔ‌ تشیع نیز وجود. چرا که نگاه منتقدانهٔ بیرونی، اگر بخواهد به خانقاه و حلقه‌های ذکر صوفیانه ایراد بگیرد، همین مشکل را ممکن است دربارهٔ حسینیهٔ شیعیان و حلقه‌های عزاداری داشته باشد. دستور ذکر گرفتن صوفیان از پیر و قطب را نیز می‌تواند در ظاهر با تقلید شیعیان مقایسه کند. پس لازم است که پیش از نقد و بررسی عرفان و تصوف نیز از پوستهٔ ظاهری عبور کنیم و با اصول و بنیان‌های حاکم بر عرفان و تصوف آشنا شویم.

با این نگاه، تصوف به معنای روشی است که از راه باطن برای رسیدن به خدا استفاده می‌کند. چون اهل تصوف چنین بیان می‌کنند که دو راه کلی برای رسیدن به خدا وجود دارد؛ یکی راه ظاهر و دیگری راه باطن. راه ظاهر، انسان را به «دانستن خدا» رهنمون می‌کند ولی ثمرهٔ راه باطن، «رسیدن به خدا» است. البته در این مسیر، ممکن است خطاهایی هم در ریزه‌کاری روش‌ها وجود داشته باشد ولی به این معنا نیست که اصل راه زیر سؤال باشد.

به نظر می‌رسد که عرفان و تصوف به معنای واقعی‌اش، چیزی خارج از تعالیم اسلامی ندارد و باید حساب بدعت‌ها و اشتباهات پیروان این مکتب را از حساب اصول حاکم بر این مکتب جدا کرد. وقتی قرآن را مطالعه می‌کنیم، مدام سخن از خدا، توجه به خدا، توکل بر خدا و مباحثی از این دست است؛ و این همان چیزهایی است که در عرفان به آن‌ها پرداخته می‌شود. شاید در عرفان گفته می‌شود «فناء فی‌الله» ولی همین را در قرآن به زبانی دیگر می‌گوید: «إنا لله و إنا إلیه راجعون». همین سخن، دلیلی است برای این که عرفان و تصوف اسلامی، الهام‌گرفته از تعالیم ادیان دیگر مانند مسیحیت و بودیسم، نیست.

ساحت‌های مختلف عرفان:

  • عرفان عملی
  • عرفان نظری
  • تعلیم و تربیت
  • ابعاد احساسی
  • تفسیر و تأویل متون دینی


[از اینجای کلاس به بعد، به گفت و شنود گذشت و چندان قابل نت‌برداری نبود؛ با این حال،‌ اگر کسی از دوستان یادداشت مناسبی دارد، خوشحال می‌شویم به انتهای این متن اضافه‌اش کنیم.]

جلسه دوم کلاس تاریخ عرفان و تصوف؛ 27 بهمن 88

تصوف چیست؟ صوفی کیست؟
– معنای لغوی: اختلافات بسیاری وجود دارد و معانی بسیاری برای آن ارائه شده است. ولی قابل دفاع‌ترین معنا این است که منسوب به «صوف» (=پشم) باشد و به معنای پشمینه‌پوش باشد.
– معنای اصطلاحی: دربارهٔ اصطلاح تصوف نیز اختلافات زیادی وجود دارد و از آنجا که پاسخ‌دهنده و سؤال‌کننده مختلف بوده‌اند، معانی مختلفی نیز برای تصوف ارائه شده است. گاهی در تعریف عرفان و تصوف بیشتر به جنبه‌های نظری و گاهی بیشتر به جنبه‌های عملی پرداخته شده است. عجالتا برخی از تعاریف موجود در باب عرفان و تصوف این‌ها هستند:

  • سهروردی (این با آن سهروردی فیلسوف فرق دارد): اختلاف تعاریف، اختلاف در لفظ است؛‌ نه اختلاف در معنا. «صوفی آن باشد که دائم سعی کند در تذکیه نفس و تصفیه دل و تزکیهٔ روح.» این تعریف، متکلمین و فقها و علمای دیگر را خارج می‌کند.
  • ابن‌سینا (در نمط نهم و دهم کتاب اشارات): «عرفان با جداسازی ذات از شواغل آغاز شده و با دست افشاندن به ماسوی ادامه یافته، با دست شستن از خویش و سرانجام با فدا و فنا کردن خویش و رسیدن به مقام جمع که جمع صفات حق است برای ذاتی که با صدق ارادت همراه پیش رفته، آنگاه با تخلّق به اخلاق ربوبی، رسیدن به حقیقت واحد و سپس با وقوف به کمال می‌رسد.» او در این تعریف،‌ کل مراحل سیر و سلوک عرفانی را ذکر می‌کند.
  • قیصری:‌ عرفان، علم به خداوند سبحان از حیث اسماء و صفات و مظاهر او و احوال و احکام مبدأ و معاد است. همچنین علم به حقایق عالم و نحوه رجوع آن به حقیقت واحدی که ذات احدی است شناخت راه سلوک و تلاش برای رهایی نفس از تنگناهای قیود جزئی و در نهایت وصول به مبدأ نفس و پیدایش وصف اطلاق و کلیت برای آن. (کتاب «عارفان مسلمان و شریعت اسلام»، صفحهٔ 24)

با این که عده‌ای بین «عرفان» و «تصوف» تفاوت قائل شده‌اند ولی نهایتا واژهٔ عرفان و تصوف برای ما یک معنا دارند و همچنین چندان بین عرفان شیعی و سنی تفاوتی نیست؛ چه بسا ویژگی و اختصاص جغرافیایی هم نمی‌شود برای آن قائل شد.

تفاوت اخلاق و عرفان:
نظام‌های عرفانی ارائه‌کنندهٔ نوعی مسیر سیر و سلوک هستند و بیشتر به رابطهٔ خدا و انسان می‌پردازند. ولی کتب اخلاقی بر محور فضائل و رذایل اخلاقی می‌گردند و بیشتر به روابط انسان با خودش و با دیگران می‌پردازد. نظام عرفانی معمولا جاذبهٔ بیشتری دارد و سخت‌تر نیز هست ولی نظام اخلاقی، ساده‌تر است و جامعیت بیشتری دارد. چشم‌انداز عرفان، فنا است و حتی به بهشت و جهنم هم محدود نمی‌شود. ولی چشم‌انداز اخلاق، سعادت انسان است.

کتاب‌های عرفان نظری:

  1. فصوص الحکم، ابن عربی، (ضمنا مقدمهٔ قیصری بر فصوص، کتاب خوبی است.)
  2. تمهید القواعد، تصنيف صائن الدين علي بن محمد بن محمد التركه (این کتاب فقط مباحث توحید است.)
  3. مصباح الانس، محمدبن حمزه بن محمد فناري

کتاب‌های عرفان عملی:

  1. منازل السائرین، عبدالله بن محمد انصاری (شیعه نیست)
  2. صد میدان، خواجه عبدالله انصاری
  3. مشرب الارواح، روزبهان بقلی فسایی
  4. قوت‌القلوب، ابوطالب مکی
  5. اللمع، سراج طوسی
  6. عوارف المعارف سهروردی

کتاب‌های دیگر:

  • مفهوم عرفان، علی موحدیان عطار، نشر ادیان، (این کتاب برای شناخت و فهم معنای عرفان و مقایسه‌اش با مکاتب دیگر خیلی به کار می‌آید.)
  • در آمدی بر تصوف، ویلیام چیتیک، ترجمه محمدرضا رجبی، انتشارات ادیان (عرفان اسلامی از نگاه یک غیر مسلمان و جایگاه عرفای مسلمان در میان عالمان مسلمان)
  • مقاله‌ی «ساختار عرفان اسلامی»‌ نوشتهٔ علی فضلی، پیش‌شمارهٔ مجله «معارف عقلی» چاپ تابستان 1384، (این مقاله برای آغاز مطالعه در زمینهٔ عرفان برای کسانی که اولین بار است در این باره می‌خواهند مطالعه کنند مناسب است و ساختار کلی عرفان نظری و عرفان عملی را معرفی می‌کند.)

جلسهٔ یکم کلاس تاریخ عرفان و تصوف؛ 20 بهمن 88

سرفصل‌هایی که در این دوره دربارهٔ آن‌ها گفتگو خواهیم کرد:
1. مفهوم و جایگاه عرفان و تصوف اسلامی
واژه‌شناسی عرفان و تصوف و شناخت اصطلاحات. مثلا در زبان عربی بین صوفی و عارف فرقی نیست ولی در ادبیات فارسی و فرهنگی ایرانی، بین این دو اصطلاح تفاوت دارد. همین طور بین عرفان و اخلاق نیز تفاوت قائل‌اند. جایگاه عرفان اسلامی در میان علوم اسلامی نیز در این بحث مطرح می‌شود.

2. تاریخچهٔ‌ شکل‌گیری عرفان و تصوف
آیا عرفان و تصوف اسلامی همزاد با اسلام (زمان پیامبر و صحابه) است یا این‌که اصلا عرفان اسلامی را اگر به چه معنایی بگیریم باید برایش تاریخ در نظر بگیریم؟ سیر اجمالی از دوره‌های مختلف عرفان اسلامی (مثلا عرفان عملی و عرفان نظری؛ یا مهم‌ترین عارفان هر کدام)

3. خاستگاه عرفان اسلامی
این موضوع، معرکهٔ اقوال و نزاع اصلی در عرفان است. این که آیا عرفان جزء جوهرهٔ اصلی اسلام است یا این که جزء علوم وارداتی است؟ رابطهٔ دین و عرفان؟ رابطهٔ اسلام و عرفان؟

4. نمودهای بیرونی عرفان و تصوف
بحث طرائق و سلاسل و نمادهای تصوف و عرفان (خرقه، خانقاه، کشکول و تبرزین، مستحسنات و مستبطات، پیر، …)

5. بحث اخذ و اقتباس
آیا می‌توانیم به کلی ادعا کنیم که از عرفان اسلامی چیزی از یهودیت و مسیحیت نگرفته است؟ یا خیر؟

6. عرفان‌های جدید

برای جلسهٔ آینده:
کتاب عارفان مسلمان و شریعت اسلام؛‌ علی آقانوری؛ نشر ادیان؛ از ابتدا تا فصل چهارم (جایگاه شریعت از منظر مشایخ تصوف)

استاد:‌ یکی از دغدغه‌های من برای تألیف این کتاب، دفاع از صوفیه در برابر اتهاماتی است که به آن وارد می‌شود و مثلا تصوف را به کنار گذاشتن شریعت پس از رسیدن به مرحلهٔ وصال متهم می‌کنند، یا شاید بعضی، صوفیان را لاابالی بدانند.

موضوعات تحقیق و کنفرانس:

  1. تفاوت اخلاق با عرفان و زاهد و صوفی
  2. میزان تأثیرپذیری تصوف اسلامی از دیانت یهودی و مسیحی
  3. نقش نهضت ترجمه در شکل‌گیری و رشد و رواج عرفان و تصوف اسلامی
  4. میزان رابطه عرفان و تصوف اسلامی از ادیان و مکاتب شرقی
  5. تقسیم‌بندی مکاتب تصوف و عرفان بر اساس مناطق جغرافیایی (ویژگی‌ها و تمایزات)
  6. معرفی مهم‌ترین سلسله‌ها و فرقه‌های صوفیانه و تمایز آن‌ها از یکدیگر
  7. جایگاه اهل بیت نزد صوفیان و عارفان مسلمان و سلسله‌های تصوف
  8. گزارش و نقد و بررسی احادیث امامان شیعه در باب صوفیه و تصوف
  9. زمینه‌ها و عوامل شکل‌گیری و معرفی عقاید ملامتیه در تصوف اسلامی
  10. نقش صوفیان مسلمان در نهضت‌های اجتماعی
  11. نگاه عارفان معاصر شیعی نسبت به تعالیم تصوف
  12. تصوف عاشقانه و زاهدانه و صحوی و سکری (بیان تفاوت‌ها و اشخاص منسوب به آن)

برای مطالعهٔ بیشتر:
کتاب عرفان نظری، یحیی یثربی، از صفحهٔ 27 تا حدود صفحهٔ 100 کتاب.
در این بخش از کتاب می‌شود به مفهوم‌شناسی نسبتا خوبی از عرفان و تصوف و همچنین مبحث اخذ و اقتباس را به صورت خلاصهٔ جمع و جوری ارائه کرده است.